ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
افراد آنلاین
9 کاربر آن‌لاين است (6 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجمن ها)

عضو: 0
مهمان: 9

ادامه...
عمومی
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
داستان های شیوانا 23 ۱۲:۴۸:۲۸ چهارشنبه ۲ تیر ۱۳۸۹
آرش.خلج
کی باید رییس بدن باشه !؟ 0 ۱۳:۰۱:۵۲ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
چگونه جای مناسب برای كارمندان جدید را تشخیص دهیم؟ 1 ۱۴:۰۷:۰۵ چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
قوانینی که نیوتن از قلم انداخت ! 0 ۱۵:۵۱:۱۲ سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
انگشتر را در کدام انگشت قرار میدهید ؟ 0 ۱۵:۰۲:۵۸ سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
آرش.خلج
نامه های عاشقانه 8 ۱۹:۱۱:۰۳ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
استار
دل نوشته ها 11 ۲۳:۱۳:۲۱ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
پویان
هنری
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
miley cyrus 17 ۲۲:۲۱:۲۱ جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
miss admin
قوانین قسمت لیریک ها 1 ۲۰:۱۸:۳۵ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹
◄Agent.X
فهرست لیریک ها 2 ۲۰:۱۰:۲۲ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹
◄Agent.X
Us5 5 ۱۵:۰۵:۰۴ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹
BallerinA
فرهنگی
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
داستان های عاشقانه و غمگین 24 ۲۳:۳۳:۱۴ شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹
استار
پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس 119 ۱۸:۲۰:۳۱ پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
Ghazal
داستان هاي كوتاه و متون عاطفي! 63 ۱۹:۰۷:۳۵ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
استار
داستان خانواده گلدفاکس 7 ۸:۱۰:۲۳ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
Firefox
خوش آمدید
دوست عزیز به وب سایت گلد فاکس خوش آمدید .

لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت و همینطور همکاری در ارسال مطالب بعد از مطالعه قوانین سایت و انجمن ها عضو شوید . در صورتی که نظر انتقاد و یا پیشنهادی داشتید آن را در گفتگو با مدیران مطرح کنید ، و در صورت تمایل به مکاتبه خصوصی با مدیران از بخش تماس با ما بلیت ارسال کنید .

جهت مشاهده گروه ها و سیاست های سایت به بخش درباره ما مراجعه فرمایید ، و در صورت مشاهده تمام بخش های سایت از نقشه سایت استفاده نمایید .

با آرزوی سپری کردن لحظاتی خوش در سایت برای شما ...

در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان



« 1 (2) 3 4 »


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري




لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري




آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري




با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري




صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري




عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري




رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري




عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري




روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري


قیصر امین پور

پیام زده شده در: ۲۱:۳۱:۲۰ شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸
_________________
و قاف حرف اخر عشق است
انجا که نام کوچک من
اغاز میشود...
(قیصر امین پور)
:دي
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۱:۴۰ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
از تهران
پیام: 98
آفلاین
لاک پشتی که دیروز
پروانه ای را سواری داد و
عبور کرد از کنار کودک
امروز ، تنها
از کنارم گذشت
رد پاهایش روی این کاغذ
به شکل بال پروانه ها نیست ؟ ...


واهه ارمن

پیام زده شده در: ۲۰:۳۵:۴۷ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
_________________
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها
گرامیتر از آنند که بشکنند.فردا خورشید طلوع خواهد کرد
حتی اگر ما نباشیم...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۱۵:۰۹ پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۸
از تو میپرسند !!
پیام: 1989
آفلاین
ای خداوند ! یکی یار جفا کارش ده
دلبری عشوه گر و سرکش و خونخوارش ده

چند روزی ز پی تجربه بیمارش کن
با طبیبان دغا پیشه سر و کارش ده !

تا بداند که شب ما به چِسان میگذرد
درد عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده !


مولانا

پیام زده شده در: ۲۰:۴۷:۱۰ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
_________________
تو را پیوسته به نام میخوانیم ، اما به دل دعوت نمیکنیم !

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۲:۴۸ چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸
از ت بدم میاد
پیام: 114
آفلاین
قوري ز قلم قلم ز قوري تو عشق مني گوگو ري مگوري


ها شوخي كرديم :دي


يه رباعي از خيام هست بسيار صفا ميكنيم باش

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

آید ز تراب چون روم زیر تراب

گر بر سر خـاک من رسد مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب


در كل رباعيات خيام رو خوندش و به همتون توصيه مينماييم :دي

پیام زده شده در: ۱۶:۴۵:۴۵ دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
_________________
زهی رنج خوردیم و این چرت و پرتا!!!!!
حافظا!!!
:دی
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
اگر سنگ،سنگ...
اگر آدمي ،آدمي است
اگر هر کسي جز خودش نيست
اگر اين همه آشکارا بديهي است




چرا هر شب و روز، هر بار
بناچار
هزاران دليل و سند لازم است،
که ثابت کند:
تو توئي؟




هزاران دليل و سند،
که ثابت کند...


قیصر امین پور

پیام زده شده در: ۱۸:۳۱:۴۹ دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
_________________
و قاف حرف اخر عشق است
انجا که نام کوچک من
اغاز میشود...
(قیصر امین پور)
:دي
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۱۶:۵۲ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از قصر یخی
پیام: 920
آفلاین
آنقدر دوستت دارم
که هر چه بخواهی همان را بخواهم
اگر بروی شادم
اگر بمانی شادتر
تو را شاد تر می خواهم
با من یا بی من
بی من اما
شادتر اگر باشی
کمی
- فقط کمی -
ناشادم
و این همان عشق است
عشق همین تفاوت است
همین تفاوت که به مویی بسته است
و چه بهتر که به موی تو بسته باشد
خواستن تو تنها يک مرز دارد
و آن نخواستن توست
و فقط يک مرز ديگر
و آن آزادي توست
تو را آزاد مي خواهم


" عبدا... صمدیان "

پیام زده شده در: ۱۱:۲۱:۱۲ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
وقتی که چلچه ها خبر فصل بهار و میدادن، عشق و آواز و نداشت!
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۱:۴۰ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
از تهران
پیام: 98
آفلاین
تو به من خندیدی
تو نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تیز دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا،
- باغچه ی کوچک ما سیب نداشت







حمبد مصدق

پیام زده شده در: ۱۶:۲۶:۱۱ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها
گرامیتر از آنند که بشکنند.فردا خورشید طلوع خواهد کرد
حتی اگر ما نباشیم...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۱:۴۰ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
از تهران
پیام: 98
آفلاین
من به تو خندیدم چون نمی دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدی
ونمی دانستی
باغبان باغچه همسایه ، پدرپیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده ی خود
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک،
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت برو،
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تورا
ومن رفتم وهنوز...
سالهاست که در ذهن من آرام،آرام
حیرت وبغض تو تکرار کنان می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
که چه می شد ،اگر
باغچه کوچک ما سیب نداشت




فروغ فرخزاد

پیام زده شده در: ۱۶:۳۱:۰۵ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها
گرامیتر از آنند که بشکنند.فردا خورشید طلوع خواهد کرد
حتی اگر ما نباشیم...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۱:۵۹:۱۹ پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸
از تهرووون
پیام: 7
آفلاین
آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم
آن که از هر مژه صد چشم گشوده است منم
آن جفا دیده گرفتار وفا پیشه که چشم
بسته از غیر تو تا بر تو گشوده است منم
آن که در خاطره اش حرف وفا نیست تویی
و آن که آکنده ز مهر تو دل اوست منم
آن که در وادی عشق تو سر تسلیمش
رایگان بر کف اخلاص چنان کوفت منم

پیام زده شده در: ۱۳:۱۹:۴۴ پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: شعر و شاعری

عضو شده از:
۲۱:۲۴:۰۲ جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸
از هرچه بگذريم،سخن دوست خوش تر است!
پیام: 55
آفلاین
ديدي كه چگونه تورا نديد؟
ديدي كه چگونه به ريشت خنديد؟
ديدي كه چگونه لبخند زد و دلت را دزديد؟
همين است..
رسم عاشق كشي
رسم شيدا كشي،
تو نيز بگذر.
اما نه...
تو نيز بر ريش خود بخند،
بر سرو رويت ببند
تا نداند كسي
كه هستي.


درود

شاعرشم با عرض معذرت خودمم!

پیام زده شده در: ۱۶:۲۹:۲۹ پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
_________________
يه جوريمه، كمكم كن اي خدايا...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال







[جستجوی پیشرفته]