ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
افراد آنلاین
8 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجمن ها)

عضو: 0
مهمان: 8

ادامه...
عمومی
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
داستان های شیوانا 23 ۱۲:۴۸:۲۸ چهارشنبه ۲ تیر ۱۳۸۹
آرش.خلج
کی باید رییس بدن باشه !؟ 0 ۱۳:۰۱:۵۲ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
چگونه جای مناسب برای كارمندان جدید را تشخیص دهیم؟ 1 ۱۴:۰۷:۰۵ چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
قوانینی که نیوتن از قلم انداخت ! 0 ۱۵:۵۱:۱۲ سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
آرش.خلج
انگشتر را در کدام انگشت قرار میدهید ؟ 0 ۱۵:۰۲:۵۸ سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
آرش.خلج
نامه های عاشقانه 8 ۱۹:۱۱:۰۳ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
استار
دل نوشته ها 11 ۲۳:۱۳:۲۱ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
پویان
هنری
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
miley cyrus 17 ۲۲:۲۱:۲۱ جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
miss admin
قوانین قسمت لیریک ها 1 ۲۰:۱۸:۳۵ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹
◄Agent.X
فهرست لیریک ها 2 ۲۰:۱۰:۲۲ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹
◄Agent.X
Us5 5 ۱۵:۰۵:۰۴ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹
BallerinA
فرهنگی
عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
داستان های عاشقانه و غمگین 24 ۲۳:۳۳:۱۴ شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹
استار
پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس 119 ۱۸:۲۰:۳۱ پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
Ghazal
داستان هاي كوتاه و متون عاطفي! 63 ۱۹:۰۷:۳۵ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
استار
داستان خانواده گلدفاکس 7 ۸:۱۰:۲۳ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
Firefox
خوش آمدید
دوست عزیز به وب سایت گلد فاکس خوش آمدید .

لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت و همینطور همکاری در ارسال مطالب بعد از مطالعه قوانین سایت و انجمن ها عضو شوید . در صورتی که نظر انتقاد و یا پیشنهادی داشتید آن را در گفتگو با مدیران مطرح کنید ، و در صورت تمایل به مکاتبه خصوصی با مدیران از بخش تماس با ما بلیت ارسال کنید .

جهت مشاهده گروه ها و سیاست های سایت به بخش درباره ما مراجعه فرمایید ، و در صورت مشاهده تمام بخش های سایت از نقشه سایت استفاده نمایید .

با آرزوی سپری کردن لحظاتی خوش در سایت برای شما ...

در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان



(1) 2 3 4 ... 12 »


پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
خب تو این تاپیک اگه بچه ها موفق باشن
یه سری داستان راجع به اعضا مینویسیم یعنی
با هم سایتو خونه و اعضای سایتو خانواده خودمون تصور میکنیم
و راجع به اتفاقایی که تو این خانواده می افته داستان مینویسیم
فکر میکنم ایده ی جالبی باشه و به اشفیاق بچه ها هم تو داستان نویسی هم تو خوندن داستانای همدیگه کمک میکنه چون بالاخره داستان راجع به خود بچه هاس و هر کسی دوست داری ببینه عاقبتش تو داستان چی میشه

لطفا اینجا پیشنهاداتتون رو در این مورد بگین پ

ممنون
سارا

پیام زده شده در: ۲۱:۳۷:۴۲ شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۶:۵۲ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از قصر یخی
پیام: 920
آفلاین
سلام!


من موافق این طرح هستم ولی یه چیزهایی این وسط هست.
اول اینکه تعدا زیاده، بهتره چند تا خانواده بشیم. بهتره با تعداد جمعیت کم شروع بشه، اینطوری آمار کسایی که باید توی رول ازشون نام برده شه هم دستمون میاد.

دوم هم اینکه به طور مثال من فقط 4-5 نفر از بچه ها رو میشناسم. پس پیشنهادم اینه که فقط اون دوستانی که میخوان داستان بنویسن و ادامه ش بدن مختصر توضیحی از خودشون و علایقشون بدن و بعد داستان رو شروع کنن. اینطوری ما هم مجبور نیستیم بریم معرفی شخصیت طرف رو بخونیم!


نکته : شروع داستان با آرش باشه، اگر وقت داره. چون موسس سایت ایشون هست و احترام باید گذاشت. البته اگر آرش وقت داشته باشه چند خط بنویسه!


فعلا"

پیام زده شده در: ۲۲:۳۰:۰۸ شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸
_________________
وقتی که چلچه ها خبر فصل بهار و میدادن، عشق و آواز و نداشت!
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
خب دیگه منظور همینه مسلما چند تا خانواده ایم
مثلا ارش یه ساختمون میسازه همه میریم تو اون ساختمون که گلد فاکس نام اره زندگی میکنیم:دی

اول بیاین پیشناهاداتونو بدین بعد اگه همه موافق بودن یه تاپیک میزنیم کسایی که دوس دارن باشن تو داستان بیا بگن حالا شرایطه اونم بعدا میگیم

هر فکر وپیشنهادی که دارید دریغ نکنین
ممنونم

پیام زده شده در: ۱۶:۱۳:۱۶ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
_________________
و قاف حرف اخر عشق است
انجا که نام کوچک من
اغاز میشود...
(قیصر امین پور)
:دي
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۲۱:۴۰ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸
از تهران
پیام: 98
آفلاین
این بهترین پیشنهادی بود که تو عمرم ازت شنیدم
خیلی خوبه و بهتره از همین الان شروع کنیم
لازم به ذکره به استار جون بگم که مهم این نیست کی شروع کنه
فقط کسی که شروع می کنه باید تو داستان نویسی و نوشتن و شروع نوشتن که اصل مهمیه سر رشته داشته باشه
من هستم خیلی خوبه
می تونیم از یه خانواده شروع کنیم که سه فرزند و مامان و بابا هستن!!
اینجوری 5 نفر مشغول میشن
تازه هر کدوم از بچه ها و مامان و بابا هم دوستای صمیمی دارن تا این جا هم میشه 10 نفر
خوب با این تعداد شروع می کنیم تا بقیه هم خدا بزرگه هر کی یه جایی می گیره دیگه!
افرین افرین

پیام زده شده در: ۲۱:۰۳:۵۹ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
_________________
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها
گرامیتر از آنند که بشکنند.فردا خورشید طلوع خواهد کرد
حتی اگر ما نباشیم...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۶:۵۲ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از قصر یخی
پیام: 920
آفلاین
سلام علیکم!

غزل جان، اگر من گفتم آرش شروع کنه بهتره از این جهت بود که ایشون شناسه ی اول هستن و مدیر! البته فرقی نداره کی بخواد رول رو شروع کنه اصل همون خوب نوشتن هست که گفتی.

ولی خب توی این خونه ی که شما گفتی، باید هر کدوم از ما نقشی رو داشته باشیم، مثلا" الان این والدین و 3 تا بچه ای که پیشنهاد دادی کیا هستن ؟!




پیام زده شده در: ۲۰:۴۱:۳۰ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
وقتی که چلچه ها خبر فصل بهار و میدادن، عشق و آواز و نداشت!
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
خب مثلا غزل مامانه
یکی از پسرای خوشبخت بابا
منم بچه:دی
شوخی بود ولی خب مثاله دیگه
یه چیزی تو همین مایه ها
خب شما پیشنهاد بدین
ببینیم نظر بچه ها چیه

ممنون

پیام زده شده در: ۲۱:۲۲:۵۶ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
و قاف حرف اخر عشق است
انجا که نام کوچک من
اغاز میشود...
(قیصر امین پور)
:دي
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۸:۰۰ شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸
از لا مکان هستی ام، جان و دل افگار آمدم
پیام: 324
آفلاین
طرح جالبیه
مخصوصا اینکه مبنایی میشه واسه ترغیب به فعالیت بیشتر.
همین ایده ساختمون خوبه، میشه توش چند تا خونواده باشیم، ترکیب نفرات خونواده ها رو هم میشخص میکنیم کسایی که میخوان شرکت کنن.





پیام زده شده در: ۲۲:۲۰:۱۷ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
دیشب صدای تیشه، ار بیستون نیامد...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۶:۵۲ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از قصر یخی
پیام: 920
آفلاین
بعله برادر جان! خیلی خوبه. خوبی بیشترش اینه که میخوایم غزل رو شوهرش بدیم!!!

روی حاج آقای زاهدی ما حساب نکنین ها ، من شدیدا" غیرتی میشم و ممکنه عوامل این توطئه رو به جزایر بالاک تبعید کنم! :devil: حالا خواه پند گیرین خواه ملال !!!

ویژگی من: دخترِ بخت گشوده ی دانشجویی هستم که نیازمندم در مرا در خانواده ی ثروتمند قرار بدین! هزینه ی های دانشگاه آزاد + تهیه جهیزیه و اینا مبلغ زیادی رو دربر میگیره! ! حالا من گفته باشم!

- چه شود!

پیام زده شده در: ۲۲:۴۸:۱۷ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
_________________
وقتی که چلچه ها خبر فصل بهار و میدادن، عشق و آواز و نداشت!
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۹:۲۲ پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸
از فكر تو خسته ام...
پیام: 69
آفلاین
ها!! ایول ... این ایده ی چند خونواده بودن که پویان گفته خوبه. استار!! پیشنهاد میکنم شما و آقای زاهدیتون هم، توی همون خونواده ایی که هستین باشین D:

البته گلدفاکس الان ممکنه از خانواده شروع کنه، بعد به کشور و قاره و اینا هم میرسه (;;

پیشنهاد سال : من و آرش هم توی یه خونواده باشیم

پیام زده شده در: ۰:۲۰:۳۵ چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸
_________________
هيچ چيز همونطوري نيست كه به نظر مياد !!

گرچه شب، ولی آخر چشم بسته تا به کی؟
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: پیشنهاد: داستان خانواده ی گلد فاکس

عضو شده از:
۱۸:۱۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸
از tehran
پیام: 127
آفلاین
افریییییییییییین
بالاخره پستیدین
خب تو این داستان یه کار خیری هم هست و اون اینکه بخت بچه ها باز میشه:دی
خب خیلی حول نکنین واسه پیدا کردن زوج مورد علاقه
بعضی ها تو داستان باهم اشنا میشن:دی
خب میگم بیاین اعلام امادگی کنین که شروع کنیم

پیام زده شده در: ۱۷:۵۵:۵۱ چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸
_________________
و قاف حرف اخر عشق است
انجا که نام کوچک من
اغاز میشود...
(قیصر امین پور)
:دي
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال







[جستجوی پیشرفته]